
|
اى خشمِ به جان تاخته، توفانِ شرر شو + نوشته شده توسط امید در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 و ساعت
21:46 |
این روزها نزدیک افطار گرسنگی شدید فشار میاره (البته اگه روزه باشی)! آدم یا بی حاله و کسله باید بخوابه! یا اینکه هی می خواد به اینور و اونور بزنه تا گرسنگی از یادش بره! پیست دوچرخه سواری (شاهرود) بهترین راهکار! هم آدم خودش رو از خطر بیماری های قلبی حفظ می کنه و... (خودتون پر کنید) + نوشته شده توسط امید در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 و ساعت
21:44 |
ز بس تنها نشستم همچو گلهای بیابانی دلم چون غنچه خو کرده است با سر در گریبانی ز جان خویش شستم دست در پیش نگاه تو که چشمــان تو دریائیست بی پـایــان و طوفانی
+ نوشته شده توسط امید در سه شنبه هفدهم شهریور 1388 و ساعت
23:57 |
مــــانده ام در صدف حوصلــه تــــــا برگــــردد
آنکه از مـــــاست سر انجام به مــــــا برگردد لحظه ای رفت کـــه پر بود از اندیـشه ی بکـر کــــاش می شد جهت عقربه هــــــا بر گردد مهر من بود که از کـــــوی دلت بر می گشت آنچنـــان کــــز سفــر سنگ صدا بـــر گــــردد شیوه ی گردش ایّام همین است که هست غیـر از این نیست مگــر رای خـدا بــر گـــردد نشئه ی عشق جنون زاست نصیحت گـویان. آنکـه بــــا عشق در آمیخت کجــــا برگـــردد؟ عشق دریــای عمیقی است، بگویید بـه دل یـــــا شود غرق در این بحر و یـــــــا برگـردد شعر از خلیل جوادی
+ نوشته شده توسط امید در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388 و ساعت
15:37 |
|
|